سيد جلال مصطفوى كاشانى

390

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

دكتر ژان والنه « 1 » در كتاب رايحه درمانى « 2 » ، چاپ 1973 صفحهء 73 مطلب بسيار جالبى در اين‌باره مىنويسد كه اطلاع بر آن براى عموم مردم لازم بلكه واجب است . مىنويسد : در سالهاى 1941 - 1942 من [ ( دكتر ژان والنه ) ] اكسترن پروفسور موريس فاورا « 3 » رئيس بخش بيمارىهاى پوست و آميزشى بيمارستان گرنژ بالانژ « 4 » در ليون ، بودم و براى من بهترين موقعيت بود كه اثرات درمانى يك سولفاميد جديد به شكل قرص را براى معالجهء سوزاكىها بررسى كنم . در آن زمان هر دو قرص از اين سولفاميدها به بيماران تجويز مىشد و در مدت 14 الى 16 ساعت گنوكك را در ترشحات مجراى بول از بين مىبرد و حد اكثر 16 قرص 50 سانتىگرمى براى درمان سوزاك كفايت مىكرد و نتيجهء مثبت درمان هميشه به وسيلهء آزمايش‌هاى ميكروسكوپى تأييد مىشد ، تودهء عمومى مردم براى اينكه از خطرات گنوكك در امان بمانند ، غالبا روزى 2 - 3 قرص از اين سولفاميدها مىخورند ولى به‌زودى معلوم شد كه به جاى اينكه مردم مصون شوند گنوكك مصونيت پيدا كرده است زيرا 14 الى 16 قرص كه در ابتداى امر براى درمان سوزاك كاملا كافى بود تبديل به 40 و بعد 80 قرص شده و بالأخره آن هم از تأثير افتاد و سپس همين‌كه پنىسيلين كشف شد و به بازار آمد مردم نفس راحتى كشيدند و تصور كردند كه با اين داروى معجزه‌آسا ريشهء سوزاك در جوامع بشرى قطع خواهد شد ، ولى اين خيال خامى بود ، زيرا پس از مدتى پنىسيلين نيز سرنوشت سولفاميدها را پيدا كرد و اكنون پس از بيست سال اميدوارى كاذب ، مجددا ، تعداد اين بيمارى خانمان‌سوز در سراسر جهان به‌طور وحشت‌آورى ، رو به فزونى گذاشته است . اكنون پس از اين شرح طولانى نتيجه مىگيريم كه شخص تا چه اندازه بايد بىخرد و نادان و يا ابله و ديوانه باشد كه از اين حقايق آگاه شود و باز در معالجهء آنتريت ، كوليت و ديسانترى ، چه در كودكان و چه در بزرگسالان ، سولفاميدها را بر سيب خوراكى ترجيح دهد و زيان‌هاى جبران‌ناپذير اين داروهاى مسموم‌كننده را به جان بخرد . ولى تبليغات بسيار فريبندهء صنايع عظيم داروسازى مدرن كار خود را كرده و آن‌چنان در تاروپود وجود مردم ريشه دوانيده است كه امروزه هيچ مغز متفكرى به هيچ قيمتى ، حاضر

--> ( 1 ) . Jean Valnet ( 2 ) . Aromatherapie ( 3 ) . Maurice Favre ( 4 ) . Grange Balanche